بِســــــــمِ الله الرَّحمن الـــرَّحیمِ
اَللّهُمَّ کُن لِوَلِیّکَ الحُجَةِ بِن الحَسَنِ
صَلَواتُکَ عَلَیهِ و عَلی ابائِهِ فی هذِهِ
السّاعَةِ و فی کُلِّ ساعَةِ،وَلِیًّا وَحافِظاً،
وَقائِدًاوناصِرًا،وَ دَلیلاً وَ عَینًا ، حَتّی
تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعًا،وَ تُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً
سلام بر مهدي منجي انسان ها
با سلام خدمت تمام دوستان چه شيعه و چه سني و اون هايي كه مسلمان نيستند اما خدا را قبول دارند( اگه خدا رو قبول نداشتين كه وارد اين وبلاگ نمي شدين). همه اون هايي كه حقيقت جو هستند هرچند گاهي حقيقت رو فراموش مي كنند . اصلا نگران نباشيد خدا انسان را فراموش كار آفريده تا يه وقتايي خدامون رو فراموش كنيم و دوباره برگرديم و اين لذت برگشت رو حس كنيم . مي بينيد خدامون چه مهربونه حتي تو فراموشي خودش برامون يه لذت معنوي باز گشت قرار داده، پس اگه يه روز يا يه لحظه اي خدا رو فراموش كرديد برگرديد كه خدا خيلي دوست داره ... شما چی ؟
با سلام با عرض پوزش قالب قبلی با مشکل سرویس دهنده مواجهه شده است و تا رفع مشکل فعلا با این قالب در خدمتتان هستیم
موسی به خدات بگو پس کو اون همه وعده عذاب و مصیبت
پس کو؟
حضرت موسی به غار طور که میرن بعد از عبادت بدون اینکه چیزی در مورد اون شخص بگه خارج میشه
ندا میاد : ای موسی پس چرا حرف بندمون رو به مانگفتی؟
حضرت موسی (ع): خدایا شرم کردم که احوال و سخن او را بگویم
خدا گفت : به بنده ام بگو عذاب از این بالاتر
چقدر وقته که باهام دیگه حرف نزدی؟
عذاب از این بالاتر
------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پاورقی: ( یادگار دوستان )
بعضی وقتا سیر زندگیم رو که نگاه میکنم این همه نعمت خدا رو که میبینم زندگی بدون مشکل و راحت ( حداقل از نظر خودم) میگم چقدر بنده خوبیم که دنیا به کامم هست . غافل شدم که نکنه خدا به فرشته هاش میگه اصلا دوست ندارم این بنده را ببینم هروقت اومد زود راهش بندازید بره صداشو نشنوم.
حاج حسنعلي نخودكي مي گويد: من درحال انجام اعمال هستم، شما در بقعه حر عاملي(ره) بمانيد من خودم پيش شما مي آيم. بعد از مدتي حاج حسنعلي مي آيد و مي گويد چه كار داريد؟ امام (ره) خطاب به ايشان رو به گنبد و بارگاه امام رضا (ع) كرد و گفت: تورا به اين امام رضا(ع)، اگر (علم) كيمياداري به ما هم بدهيد؟
حاج حسنعلي نخودكي انكار به داشتن علم (كيميا) نكرد بلكه به امام (ره)فرمودند:اگر ما «كيميا» به شما بدهيم و شما تمام كوه و در و دشت را طلاكرديد آيا قول مي دهيد كه به جا استفاده كنيد و آن را حفظ كنيد و درهرجائي به كار نبريد؟
امام خميني (ره) كه از همان ايام جواني صداقت از وجودشان مي باريد، سر به زير انداختند و با تفكري به ايشان گفتند: نه نمي توانم چنين قولي به شمابدهم. حاج حسنعلي نخودكي كه اين را از امام (ره) شنيد روبه ايشان كرد وفرمود:حالا كه نمي توانيد «كيميا» را حفظ كنيد من بهتر از كيميا را به شما يادمي دهم و آن اين كه:
بعد از نمازهاي واجب يك بار آيه الكرسي را تا «هوالعلي العظيم» مي خواني
و بعد تسبيحات فاطمه زهرا(س) را مي گويي
وبعد سه بار سوره توحيد «قل هوالله احد» را مي خواني
و بعد سه بار صلوات مي گويي:اللهم صل علي محمد و آل محمد
و بعد سه بار آيه مباركه: و من يتق الله يجعل له مخرجا. و يرزقه من حيث لايحتسب و من يتوكل علي الله فهو حسبه ان الله، بالغ امره قد جعل الله لكل شيء قدراً؛ (طلاق/۲ و ۳) (هركس تقواي الهي پيشه كند، خداوند راهنجاتي براي او فراهم مي كند و او را از جائي كه گمان ندارد روزي مي دهد،و هركس برخداوند توكل كند كفايت امرش را مي كند، خداوند فرمان خود را بهانجام مي رساند، و خدا براي هرچيزي اندازه اي قرار داده است.) را ميخواني كه اين از كيميا برايت بهتر است
سلامی به گرمی انتظار برای دیدنت
شما که ما را زیاد دیده ای
خودم را می گویم
چند بار صدایم کردی و نشنیده ام
چند بار نگاهم کردی و ندیدم
دیگر این ها تکراری شده
میگویند کعبه ای و باید به دنبالت آمد
اما انگار ما شیعیانت کعبه های شما شدیم
هر روز می آیی در خانه مان سلام می کنی و جواب نمی شنوی
آقا جان ببخش اگر منتظرت نبودم
ببخش اگر آمدی و در را باز نکردم
شما همچنان ما را دعا کن
نیمه شعبان هم آمد و من در پرده غیبت قرار دارم و شما را که عین حضورید را درک نمی کنم
مشکل از شما نیست این منم که در پشت پرده منیت و تکبر گیر کرده ام
آقا جان اگر روزی فراموشم کنی در تنهاییم خواهم مرد
میمیرم و شما را نمی بینم
آقا جان تولدت مبارک
مادر جان امروز " و سر المستودعا فیها " ی شما به دنیا آمده است
التماس دعا
هان اى مردم! نزدیک است من دعوت حق را لبیک بگویم و از میان شما بروم. من مسؤولم و شما نیز مسؤول هستید!»
سپس فرمود:
«درباره من چه فکر مى کنید!؟...» (آیا من وظیفه خود را در برابر شما انجام دادم؟)
در این موقع صداى جمعیت به تصدیق خدمات پیامبر(صلى الله علیه وآله)بلند شد و گفتند:
«ما گواهى مى دهیم تو رسالت خود را انجام دادى، و کوشش نمودى، خدا تو را پاداش نیک دهد».
پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود:
«آیا گواهى مى دهید که معبود جهان یکى است، و محمّد بنده خدا و پیامبر او مى باشد; و در بهشت و دوزخ و زندگى جاویدان در سراى دیگر جاى تردید نیست؟»
همگى گفتند:
«آرى صحیح است، گواهى مى دهیم!»
سپس فرمود:
«مردم! من دو چیز نفیس و گرانمایه در میان شما مى گذارم، ببینم بعد از من چگونه با این دو یادگار من رفتار مى نمایید؟!»
در این وقت یک نفر برخاست و با صداى بلند گفت:
«منظور از این دو چیز نفیس چیست؟!»
پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود:
«یکى کتاب خداست که یک طرف آن در دست قدرت خداوند، و طرف دیگر آن در دست شما است، و دیگرى عترت و اهل بیت من است; خداوند به من خبر داده که این دو هرگز از هم جدا نخواهند شد!»
«هان اى مردم! بر قرآن و عترت من پیشى نگیرید، و در عمل به فرمان هر دو، کوتاهى نکنید که هلاک مى شوید!»
در این لحظه، دست على(علیه السلام) را گرفت و آن قدر بالا برد که سفیدى زیر بغل هر دو براى مردم نمایان گشت، و او را به همه مردم معرفى نمود.
سپس فرمود:
«سزاوارتر بر مؤمنان از خود آنها کیست؟»
همگى گفتند:
«خدا و پیامبر او داناترند!»
پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود:
«خدا مولاى من، و من مولاى مؤمنان هستم، و من بر آنها از خودشان اولى و سزاوارترم! هان اى مردم! «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ(4) اَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَاحِبَّ مَنْ أحِبَّهُ وَ أَبْغِضْ مَنْ أَبْغَضَهُ وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ وَ أَدِرِ الْحَقَّ مَعَهُ حَیثُ دارَ; هر کس من سرپرست و مولاى او هستم على مولاى او است. خداوندا! کسانى که على را دوست دارند، دوست بدار; و کسانى که او را دشمن بدارند دشمن دار. خدایا! آنها که على را یارى کنند یارى کن، و آنها که دست از یارى او بردارند آنها را از یارى خود محروم ساز، و حق را بر محور وجود او بگردان!»
در جاى جاى خطبه بالا اگر نیک بنگرید، دلائل زنده امامت على(علیه السلام) آشکار است.
بیشتر بخوانید در اینجا همه چیز راجع به غدیر











